نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی



ماروبزو سفید یا سبز:

شناسایی و ترید به وسیله ۴ نمودار گپ (Gap) مختلف

همه کسانی که در ارزهای رمزنگاری شده فعال هستند در مورد نمودار گپ (Gap) بورس کالاهای شیکاگو (CME) صحبت می‌کنند، اما همه‌ی نمودار های گپ (Gap) به طور برابر ایجاد نمی‌شوند.

در جامعه­‌ی فعال در عرصه­ ی رمزنگاری از چند ماه گذشته صحبت از نمودارهای گپ (Gap) در معاملات آتی بیت کوین (BTC) در بورس کالای شیکاگو (Chicago Mercantile Exchange) بوده است. بیت کوین به‌صورت ۲۴ساعته و ۷ روز هفته در بورس‌های اصلی معامله می‌شود اما در بورس کالاهای شیکاگو (CME)، آخر هفته‌ها تجارتی انجام نمی‌شود. این کار اغلب باعث ایجاد شکاف یا فضای خالی در نمودارها هنگام شروع معاملات از طریق CME می‌شود. یک جمله معروف در فیزیک وجود دارد:

طبیعت خلاء را نادیده می گیرد.

این فرضیه‌­ای است که به ارسطو نسبت داده شده . هر چند این نظریه بعدها توسط اپیکوروس و لوکرتیوس مورد انتقاد قرار گرفت.

دلیل این انتقاد این بود که طبیعت حاوی هیچ‌گونه خلاء نیست زیرا ماده های متراکم محیط نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی را احاطه کرده و هرگونه خلاء را پر می‌کنند. مردم این مفهوم را گسترش داده اند تا در بسیاری از جنبه های زندگی از جمله تجارت و تجزیه و تحلیل فنی کاربرد داشته باشد.

نمودار گپ (Gap) یک فضا یا فاصله‌ی زمانی ناخواسته در نمودار است که ناشی از حرکت شدید در هر جهت است. در یک روند صعودی، شکاف زمانی ایجاد می‌شود که بالاترین قیمت یک کندِل (candle) پایین تر از پایین ترین قیمت یک کندِل (candle) باشد. برعکس، در یک روند نزولی شکاف زمانی ایجاد می‌شود که کمترین قیمت هر کندِل (candle) بالاتر از بالاترین قیمت کندِل(candle) بعدی باشد.

انواع نمودار گپ(Gap):

چهار نوع شکاف یا نمودار گپ (Gap) وجود دارد که در روش‌های مختلفی مورد ترید قرار می‌گیرند. این موضوع ضروری است که تریدرها بتوانند تفاوت بین آنها را درک کنند و بین آنها تمایز قائل شوند.

  1. نمودار گپ شکست : این نمودار زمانی مشاهده می شود که قیمت، یک حرکت جهت‌ دار قوی را از محل ادغام ایجاد کند. این امر ویژه­ی تریدرهای بسیار قدرتمند است که با الگوهای مشخص در نمودار، مانند محدوده ­ی تریدها و مثلث های صعودی و نزولی ترکیب می‌شود. در یک نمودار شکست پس از آنکه نمودار گپ (Gap) روند صعودی باشد ، بعید نیست که با حجم قابل توجهی پر شود. یک حرکت با حجم کم ، احتمال بازگشت قیمت به همان میزان قبل را نشان می دهد. خط پایین نمودارهای شکست کمتر از انواع دیگر پر می شوند
  2. نمودار شکاف مشترک : این نمودار همچنین به عنوان نمودار گپ (Gap) محلی، نمودارهای الگو و نمودار­های موقتی شناخته می‌شود. این‌ها نمودارهایی هستند که تریدرها بیشتر در بازه ی معاملات و در طول حرکت جانبی می‌بینند. این نمودارها غالباً پر می‌شوند و اطلاعات بسیار کمی در مورد آنچه ممکن است بعد از این اتفاق انجام شود ارائه می‌دهند. آنها به ندرت در یک الگوی قیمتی قابل توجه در نمودار وجود دارند و فقط در مناطقی هستند که تریدها به صورت حداقلی پر می­شوند.

نمودار گپ(Gap) یک فضا یا فاصله‌ی زمانی ناخواسته در نمودار است که ناشی از حرکت شدید در هر جهت است

  1. نمودار فرسودگی : این نوع نمودار گپ (Gap) به عنوان سیگنالی در نظر گرفته می‌شود که یک روند در حال خاتمه بوده و الگو یا روند جدید احتمالی است. این نمودارها تقریباً در پایان الگوی قیمت اتفاق می‌افتند و تلاش نهایی برای رسیدن به بالاترین نرخ یا پایین ترین نرخ را نشان می‌دهند. نمودار فرسودگی به طور کلی در ناحیه‌ای از پیشرفت سریع یا کاهش آن اتفاق می‌افتد که اغلب با یک حرکت بزرگ، مستقیم و یا به سمت پایین انجام می شود. این نمودار ها معمولاً حجم سنگین تریدها که اغلب صعودی هستند را پیش بینی می کنند.
  2. نمودار اندازه گیری : این مورد از نمودار گپ (Gap) به عنوان نمودار فرار یا نمودار ادامه شناخته می­‌شوند. این نمودار ها در وسط الگوی قیمت اتفاق می‌افتند و نشانه ای از عجله خریداران و فروشندگان است که یک عقیده مشترک در جهت آینده­‌ی دارایی های خود دارند. نمودار‌های اندازه ­گیری در هنگام تثبیت یا در ناحیه ازدحام رخ نمی‌دهد. آنها در طی افزایش سریع یا کاهش سریع قیمت رخ می‌دهند. نمودار های فرار معمولاً برای مدت زمان قابل توجهی پر نمی شوند.

نتیجه

یک اشتباه رایج هنگام استفاده از نمودار گپ(Gap)، سردرگمی در نمودار فرسودگی و نمودار اندازه گیری است. این امر می‌تواند باعث شود که یک تریدر در موقعیت نادرستی قرار بگیرد و سودهای قابل توجهی را در زمان نیمه­‌ی آخر صعود بزرگ از دست بدهد. توجه همیشگی به نمودارهای گپ می تواند به پیدا کردن سرنخی برای تشخیص نمودار اندازه گیری و نمودار فرسودگی کمک کند. به طور معمول ، این حجم سنگین و قابل توجه تا قبل از رسیدن نمودار فرسودگی پیش می رود.

یک اشتباه رایج هنگام استفاده از نمودار های گپ(Gap)، سردرگمی در نمودار فرسودگی و نمودار اندازه گیری است.

نمودار گپ(Gap) فرسودگی و اندازه گیری ، حرکت در جهت های مخالف را پیش بینی می کنند ، بنابراین مهم است که این تفاوت اساسی درک شود. همچنین توجه به این نکته ضروری است که به محض شروع، نمودار به ندرت متوقف می‌شود زیرا هیچ ناحیه‌ای فوری برای پشتیبانی و مقاومت در نمودار وجود ندارد.

نمودارهای اندازه گیری و شکست به مراتب کمتر از نمودار فرسودگی و شکاف مشترک پر می­شوند. درک تفاوت بین انواع شکاف ها می تواند به معامله گران و سرمایه گذاران در کسب نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی و کار در هر بازاری کمک کند.

همان طور که مشاهده کردید به هنگام سرمایه گذاری ارز دیجیتال باید به نکات بسیار ریزی توجه کرد، اگر می‌خواهید سرمایه گذاری ارز دیجیتال داشته باشید اما با ترید آن آشنایی ندارید، به شما پیشنهاد می‌کنیم ابتدا با تیم مشاوره‌ی سرمایه گذاری ارز دیجیتال «بینوست» تماس بگیرید.

شرح الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال و شناسایی آنها

آموزش الگوهای قیمت در تحلیل تکنیکال

چه در بازار سهام معامله می‌کنید، چه در بازار ارزهای بین‌المللی و چه در بازار ارزهای دیجیتال، تحلیل تکنیکال یکی از روشی‌هایی است که می‌تواند برای تشخیص زمان خرید و فروش به شما کمک کند.

برخی از افراد در شروع ترید کردن نمی‌دانند چطور موقعیت مناسب برای ترید را پیدا کنند. در این مطلب روش ساده‌سازی فرایند ترید و یافتن موقعیت معاملاتی شرح داده شده است.

تحلیل تکنیکال اصول و قواعد خاصی دارد، یکی از کاربردی‌ترین اصول تحلیل تکنیکال، الگوهای قیمتی است.

در تحلیل تکنیکال، تغییر روند از نزولی به صعودی، اغلب توسط الگوهای قیمت تشخیص داده می‌شود.

الگوهای قیمت در تحلیل تکنیکال دو نوع هستند:

  • الگوهای بازگشتی (reversal patterns)
  • الگوهای ادامه‌دهنده (continuation patterns)

الگوی ادامه‌دهنده زمانی شکل می‌گیرد که روند در مسیر قبلی خود حرکت می‌کند و صرفا یک وقفه کوتاه‌مدت در روند ایجاد شده است. در واقع الگوی ادامه‌دهنده، نشان‌دهنده درنگ موقت در یک روند است.

وقتی یک الگوی بازگشتی قیمت شکل می‌گیرد، نشان می‌دهد تغییر در روند در راه است، آن الگو را یک الگوی بازگشتی (به انگلیسی reversal pattern) می‌دانند.

الگوهای قیمت در تحلیل تکنیکال، نقش مهمی دارند، به همین دلیل تصمیم گرفتیم برای آشنایی بیشتر کاربران گرامی بورسینس، این الگوها را در یک مطلب شرح دهیم.

اما قبل از پرداختن به الگوها، مقداری پیش‌زمینه نیاز است.

خط روند در تحلیل تکنیکال

از آنجایی که الگوهای قیمت با استفاده از یک سری خط و منحنی شناسایی می‌شوند، قصد داریم به مفهوم خط روند نیز اشاره‌ای داشته باشیم.

خطوط روند به تحلیلگران تکنیکال کمک می‌کنند حمایت و مقاومت قیمت را روی نمودار بدست آورند. خطوط روند، خط‌های مستقیمی هستند که روی نمودار با اتصال سقف‌ها (مقاومت‌ها) یا کف‌ها (حمایت‌ها) کشیده می‌شوند.

خط روندی که دارای شیب رو به بالاست، یک خط روند صعودی است و زمانی شکل می‌گیرد که در نمودار قیمت، سقف‌ها و کف‌های بالاتر از قبل ایجاد می‌شود. خط روند صعودی با اتصال کف‌هایی که هر کدام بالاتر از کف قبلی است کشیده می‌شود.

برعکس، خط روندی که شیب رو به پایین دارد، خط روند نزولی است و زمانی شکل می‌گیرد که قیمت، سقف‌ها و کف‌های پایین‌تر از قبل را تجربه می‌کند.

خط روندها به شیوه‌های متفاوتی کشیده می‌شوند. در نمودار شمعی و همینطور نمودارهای میله‌ای برخی معتقدند سایه‌های بالای هر میله یا شمع باید در کشیدن خط روند در نظر گرفته شود.

با این حال بهتر است صرفا بدنه شمع در نمودار شمعی برای اتصال نقاط به کار گرفته شود زیرا بخش بزرگی از تحرکات قیمت در بدنه شمع وجود داشته و نیازی به وارد کردن سایه‌های بالا و پایین شمع نیست.

در یک نمودار روزانه، تحلیلگران معمولا از قیمت‌ بسته شدن اوراق بهادار برای رسم خط روند استفاده می‌کنند، زیرا این قیمت نشان‌دهنده تمایل سرمایه‌گذاران و معامله‌گران به نگهداری یا عدم نگهداری موقعیت معاملاتی در نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی زمان‌های خاص است.

خطوط روندی که دارای سه خط اتصال و بیشتر هستند، معمولا اعتبار و اطمینان بالاتری نسبت به زمانی دارند که خط روند صرفا با اتصال دو نقطه ترسیم می‌شود.

  • روندهای صعودی زمانی شکل می‌گیرند که قیمت سقف‌ها و کف‌های بالاتری ایجاد می‌کند. در روندهای صعودی حداقل دو کف به هم وصل می‌شوند و این خط سطوح حمایت را نشان‌ می‌دهد.
  • روندهای نزولی زمانی شکل می‌گیرند که قیمت سقف‌ها و کف‌های پایین‌تری ایجاد می‌کند. در روندهای نزولی حداقل دو سقف به هم وصل می‌شوند و این خط سطوح مقاومت را نشان‌ می‌دهد.
  • بازارهای بدون روند (که برخی با نام روند خنثی از آن یاد می‌کنند)، زمانی رخ می‌دهد که قیمت در یک محدوده رنج بین یک قیمت بالا و یک قیمت پایین‌تر در بین دو خط افقی موازی نوسان می‌کند.

حال که مفهوم خط روند را درک کردید، به ادامه شرح الگوهای قیمت می‌پردازیم.

الگوهای ادامه‌دهنده

الگوی قیمتی که یک وقفه موقت در یک روند ایجاد می‌کند الگوی ادامه دهنده نام دارند. به عبارت دیگر، گاهی در یک روند، در میانه راه به مدت محدود، یک الگو شکل می‌گیرد و قیمت بطور موقت در این الگو نوسان می‌کند و سپس به حرکت خود طبق روند ادامه می‌دهد.

این الگو را به عنوان محدوده‌ای که بازیگران بازار، در آن محدوده نفس خود را برای ادامه روند تازه می‌کنند می‌دانند.

نکته مهم اینجاست، وقتی الگوی ادامه دهنده در حال شکل‌گیری است و کامل نشده، نمی‌توان گفت که روند ادامه می‌یابد یا برگشت قیمت اتفاق می‌افتد.

به همین دلیل باید به خطوط روندی که برای رسم الگوهای قیمت کشیده شده توجه زیادی شود و ببینیم آیا قیمت از محدوده‌ای که به نظر می‌رسد الگوی ادامه‌دار است به پایین رشد می‌کند یا بالا.

در تحلیل تکنیکال معمولا توصیه می‌شود روند را ادامه‌دار بدانیم مگر اینکه بازگشت روند تایید شود (روند ادامه‌دار است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود).

بطور کلی، هرچقدر زمان طولانی‌تر برای تکمیل یک الگوی قیمت صرف شود و هر چقدر تحرکات قیمت در الگو بزرگتر باشد، حرکت بعدی قیمت در خارج از محدوده الگوی ادامه‌دار نیز شدیدتر خواهد بود (چه روند صعودی باشد چه نزولی).

شناخته‌شده‌ترین الگوهای ادامه‌دهنده:

  • الگوی پرچم سه‌گوش (Pennant)
  • الگوی پرچم‌ (Flag)
  • الگوی کنج (به انگلیسی Wedge)
  • الگوی مثلث

الگوی پرچم سه‌گوش

پرچم سه‌گوش با رسم دو خط روند که در نهایت به هم می‌رسند تشکیل می‌شود.

یک ویژگی اصلی پرچم سه‌گوش، این است که یکی از خطوط روند نزولی و دیگر صعودی است.

تصویر زیر نمونه یک الگوی پرچم سه‌گوش را نشان می‌دهد.

اغلب اوقات، حجم معاملات در حین شکل‌گیری این الگو کاهش می‌یابد و در زمان خروج قیمت از الگو، حجم معاملات افزایش پیدا می‌کند.

توجه داشته باشید که الگوی پرچم را با الگوی مثلث متقارن اشتباه نگیرید، هر پرچم باید دارای پایه باشد و در مورد الگوی پرچم سه گوش نیز همین موضوع صدق می‌کند. در تصویر فوق مشاهده می‌کنید که یک موج صعودی قبل از پرچم وجود داشته که معادل پایه پرچم است.

الگوی پرچم

این الگو از دو خط روند موازی تشکیل شده که گاهی شیب نزولی و گاهی شیب صعودی دارند و گاهی نیز افقی هستند.

الگوی پرچم نزولی

بطور کلی الگوی پرچم که نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی دارای شیب صعودی است نشان‌دهنده وقفه در یک روند نزولی است.

بالعکس، پرچمی که شیب نزولی دارد، نشان‌دهنده وقفه در یک روند صعودی است.

الگوی پرچم صعودی

معمولا شکل‌گیری پرچم با کاهش حجم معاملات همراه می‌شود و با خارج شدن قیمت از الگو، حجم مجدد به حالت قبل از الگو بر می‌گردد.

الگوی کنج (شکل گوِه)

الگوی کنج شبیه الگوی پرچم سه‌گوش است و از دو خط روند همگرا تشکیل شده است. با این حال، ویژگی اصلی الگوی کنج این است که هر دو خط روند در یک مسیر هستند، یا صعودی یا نزولی.

بنابراین اگر یکی از خطوط روند صعودی باشند و یکی دیگر نزولی، نمی‌توان آن را الگوی کنج دانست.

یک الگوی کنج با شیب نزولی، نشان‌دهنده یک وقفه در روند صعودی است.

الگوی کنج ریزشی تکنیکال

الگوی کنج با شیب صعودی، نشان‌دهنده وقفه در یک روند صعودی است.

الگوی کنج بالا رونده تکنیکال

پس از خارج شدن قیمت از این الگو، قیمت به روند گذشته خود ادامه می‌دهند. مانند الگوی پرچم و پرچم سه‌گوش، قیمت در حین شکل‌گیری این الگو کاهش می‌یابد و زمانی که قیمت از محدوده الگو خارج می‌شود حجم معاملات بالا می‌رود.

الگوی مثلت

الگوهای مثلت از متداول‌ترین الگوها در تحلیل تکنیکال هستند، زیرا به دفعات در نمودارهای مختلف شکل می‌گیرند.

سه الگوی متداول مثلت شامل مثلث متقارن، مثلث صعودی و مثلث نزولی است.

شکل‌گیری این الگوهای قیمت، می‌تواند از چند هفته تا چندماه طول بکشد.

الگوی مثلث متقارن زمانی شکل می‌گیرد که دو خط روند همگرا به سمت هم حرکت می‌کنند و نشان‌دهنده این است که یک شکست قیمت به سمت بالا یا پایین رخ خواهد داد.

الگوی مثلث متقارن

تا زمانی که این طغیان به نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی وقوع نپیوسته نمی‌توان جهت آنرا تشخیص داد. فقط زمانی که قیمت یکی از خطوط بالا یا پایین عبور کرد و شکست تایید شد باید مطابق روند ایجاد شده تصمیم معاملاتی را گرفت.

الگوی مثلث صعودی، دارای خط روند افقی در بالا و یک خط روند صعودی در پایین مثلث است. این الگو نشان از این دارد که به احتمال قوی شکست قیمت به سمت بالای مثلث واقع خواهد شد.

الگوی مثلث نزولی، از سمت دیگر دارای خط روند افقی در پایین و یک خط روند نزولی در بالای مثلث است. این الگو نشان از این دارد که به احتمال قوی شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق خواهد افتاد.

نمونه مثلث نزولی:

الگوی مثلث نزولی

بزرگی تحرک قیمت پس از خارج شدن از الگوی مثلث معمولا به اندازه ضلع عمودی سمت چپ مثلث است.

الگوی فنجان و دسته

الگوی فنجان و دسته یک الگوی ادامه دهنده صعودی است. شکل‌گیری این الگو نشان می‌دهد الگوی صعودی برای مدتی با وقفه مواجه شده ولی پس از تکمیل الگو روند صعودی از سر گرفته خواهد شد.

بخش فنجان مانند الگو، شکلی مانند U دارد که مشابه انحنای کف فنجان یا کاسه است. بنابراین این شکل نباید به شکل V باشد. بخش «دسته»، در سمت راست فنجان به شکل یک پولبک کوچک شکل می‌گیرد و مشابه الگوی پرچم سه‌گوش یا پرچم چهارگوش است.

وقتی این الگو تکمیل شد، دارایی موردنظر ممکن است به سقف‌های جدید دست یابد.

نمونه‌ای از الگوی فنجان و دسته را در زیر می‌توانید ببینید:

الگوی فنجان در بورس

الگوهای بازگشتی

در تحلیل تکنیکال، الگویی که تغییر در روند کنونی را نشان می‌دهد با نام الگوی بازگشتی (Reversal Pattern) شناخته می‌شود.

این الگوها نمایانگر آن است که از قدرت خریداران یا فروشندگان بازار کاسته شده است. با شکل‌گیری این الگو، روندی که قبلا تشکیل شده متوقف می‌شود و سپس به مسیر جدیدی که از سمت مخالف قدرت گرفته وارد می‌شود.

برای مثال یک روند صعودی که توسط خریداران مشتاق دنبال می‌شود با شکل‌گیری یک الگوی بازگشتی متوقف می‌شود که نشان‌دهنده توازن قدرت در بین خریداران و فروشندگان است. ولی در نهایت فروشندگان برنده می‌شوند و روند به نزولی تغییر می‌یابد.

بازگشت‌های قیمت نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی که در سقف بازار روی می‌دهد با نام الگوهای توزیعی (distribution patterns) شناخته می‌شوند. در این شرایط، دارایی مورد معامله در بازار به شکل هیجانی فروخته می‌شود.

بالعکس، بازگشت‌های قیمت که در کف بازار رخ می‌دهد، همراه با خرید مشتاقانه و هیجانی از سمت خریداران روبرو می‌شود.

مانند الگوهای بازگشتی، هرچقدر تشکیل الگوهای ادامه‌دهنده طولانی‌تر شود، حرکت مورد انتظار بعدی قیمت پس از شکست حمایت یا مقاومت، بزرگتر خواهد بود.

برخی از الگوهای برگشتی:

  • الگوی سر و شانه، نشان‌دهنده دو حرکت کوچکتر قیمت است که دو طرف یک حرکت بزرگتر را در بر گرفته است.
  • الگوی سقف دوقلو، نشان‌دهنده یک موج افزایشی قیمت است که پس از نیز یک موج دیگر در تلاش برای شکستن مقاومت موج قبلی ناکام می‌ماند.
  • الگوی کف دوقلو، نشان‌دهنده یک موج کاهشی قیمت است که پس از آن یک موج کاهشی دیگر در تلاش برای شکستن حمایت موج قبلی ناکام می‌ماند.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه ممکن است در سقف بازار یا کف بازار شکل بگیرد. این الگو شامل سه موج است، یک موج اولیه که با موج دوم که از موج اول بزرگتر است ادامه پیدا می‌کند و در نهایت یک موج سوم که از موج دوم کوچکتر است تکمیل می‌شود.

با تشکیل الگوی سر و شانه در یک روند صعودی، ممکن است روند به نزولی تغییر کند. بالعکس، با تشکیل الگوی سر و شانه در روند نزولی، روند نزولی ممکن است به روند صعودی تغییر کند.

در الگوی سر و شانه، یک خط روند دارای شیب نزولی یا صعودی و یا حتی بدون شیب، را می‌توان با اتصال کف‌ها یا سقف‌ها ترسیم کرد.

با مشاهده تصویر زیر به درک بهتری از این الگو می‌رسید:

در حین تکمیل الگو، حجم معاملات معمولا کاهش می‌یابد و پس از شکسته شدن خط روند، حجم مانند سابق می‌شود.

الگوی کف و سقف دوقلو

الگوی کف و سقف دوقلو، نشان‌دهنده مناطقی است که بازار دو تلاش ناموفق برای شکستن حمایت یا مقاومت داشته است. در مورد سقف دوقلو کع اغلب مواقع مشابه حرف M است، موج صعودی دوم در تلاش برای شکستن مقاومت قبلی ناکام می‌ماند و در نهایت به تغییر روند منجر می‌شود.

از سمت دیگر، کف دوقلو مشابه حرف W است و زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت تلاش می‌کند از سطح حمایت قبلی پایین‌تر روند ولی در اینکار موفق نمی‌شود. در نتیجه تکمیل این الگو، قیمت پس از شکستن مقاومت خود از روند نزولی به صعودی تبدیل می‌شود.

الگوی کف و سقف سه‌قلو

گاهی به جای دو سقف یا کف تقریبا برابر، سه سقف یا کف تشکیل می‌شود که به آن کف و سقف سه‌قلو می‌گویند. این الگو زیاد متداول نیست.

شکل‌گیری این الگو می‌تواند نشانه‌ی قدرتمندی از تغییر روند باشد.

الگوی سقف سه قلو

شکاف‌ها

شکاف یا Gap در تحلیل تکنیکال زمانی است که در نمودار قیمت، در بین دو بازه زمانی معاملاتی، یک فضای خالی به دلیل تفاوت عمده در مقدار افزایش یا کاهش قیمت ایجاد می‌شود.

برای مثال، یک سهم ممکن است در یک روز معاملاتی، در قیمت 500 تومان بسته و روز بعد با اختلاف زیاد در قیمت 535 تومان بازگشایی شود.

سه نوع شکاف عمده وجود دارد:

  • شکاف گسست (Breakaway gap)
  • شکاف فرار (runaway gap)
  • شکاف خستگی (exhaustion gap)

شکاف‌های گسست در ابتدای یک روند و شکاف‌های فرار در میانه یک روند تشکیل می‌شوند و شکاف‌های خستگی نشان از پایان قریب‌الوقوع یک روند دارند.

سخن آخر

الگوها اهمیت زیادی در تحلیل تکنیکال دارند ولی برای شناسایی آنها باید تمرین کنید و تجربه داشته باشید.

خیلی راحت می‌توان به گذشته نمودار نگاه کرد و این الگوها را شناسایی کرد ولی تا وقتی که الگو تکمیل نشده، شناسایی آن چندان ساده نیست.

تا زمانی که الگو تکمیل نشده نمی‌توان آنرا یک الگوی معتبر دانست.نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

برای سرمایه‌گذاری و معامله موفق، نیاز به آموزش دارید. خدمات آموزشی زیر از طریق کارگزاری آگاه ارائه می‌شود:

قصد خرید یا فروش ارز دیجیتال در ایران را دارید؟ در این سایت می‌توانید با اطمینان و با چند کلیک خرید کنید:

نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی

مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره در مورد چگونگی عضویت در صندوق و شرایط سبد های مختلف کافیست عدد 2 را به سامانه زیر پیامک کنید.

  • 02191004770
  • [email protected]
  • تهران، خیابان بهشتی، پلاک 436، طبقه 4، واحد 15

خانه / سرمایه گذاری و بورس / آموزش کندل شناسی در بورس و تحلیل تکنیکال

آموزش کندل شناسی در بورس و تحلیل تکنیکال

کندل ها بیانگر رفتار، احساسات و نوع تصمیمات خریداران و فروشندگان می باشند. با یادگیری روانشناسی کندل ها میتوانید ورود و خروج موفق یک معامله را تقریبا به درستی تشخیص دهید. ما در ین مقاله به بررسی کندل شناسی در تحلیل تکنیکال و آموزش پرکاربردترین و مهم ترین الگوهای کندل استیک میپردازیم. اگر نمی دانید منظور از کندل در بورس چیست با ما همراه باشید تا شما را با معروفترین و پرکاربردترین الگوهای کندل استیک در بورس آشنا کنیم.

کندل شناسی در تحلیل تکنیکال

قبل از بررسی کندل شناسی در تحلیل تکنیکال به بررسی کلیت کندل ها میپردازیم. کندل ها از ۴ بخش تشکیل می شوند:

  • قیمت آغازین (open)
  • قیمت بسته شدن (close)
  • پایین ترین قیمت در روز معاملاتی (سایه پایینی) (low)
  • بالاترین قیمتی در روز معاملاتی (سایه بالایی) (high)

آموزش کندل شناسی در تحلیل تکنیکال

قسمت های مهم کندل ها

موضوعی که در کندل استیک ها بسیار پراهمیت است؛ بدنه، سایه پایین و سایه بالا می باشد همانطور که در تصویر فوق میبینید:

بدنه کندل:

بدنه بزرگ کندل باتوجه به رنگ بدنه نمایش دهنده قدرت خرید یا فروش بالا می باشد

  • در صورتی که شمع دارای بدنه تو خالی، سفید و یا سبز باشد به این معنی است که قیمت پایانی بالاتر از قیمت آغازین و قدرت خریداران بیشتر می باشد.
  • در صورتی که شمع دارای بدنه تو پر، مشکی و یا قرمز باشد به این معنی است که قیمت پایانی کمتر و پایین تر از قیمت آغازین و قدرت فروشندگان بیشتر می باشد.

سایه ها:

سایه‌های بالا و پایین و همچنین سایه های بلند و کوتاه در کندل معنا و مفهوم خاصی دارد:

  • اگر سایه پایینی در یک کندل بلند باشد نشان دهنده قدرت ابتدایی فروشندگان سهم است که در پایان قدرت خریداران سهم بیشتر شده و خریداران سهام های عرضه شده را خریداری کرده و قیمت را بالاتر میبرند.
  • اگر سایه بالایی در یک کندل بلند باشد، نشان دهنده قدرت ابتدایی خریداران سهم است که در پایان قدرت فروشندگان سهم بیشتر شده و با عرضه سهام قیمت را پایین می آورند.

پرکاربردترین و مهم ترین الگوهای کندل استیک

از پرکاربردترین و مهم ترین الگوهای کندل استیک میتوان به الگوهای ماروبزو، دوجی، چکش، پوشاننده، نفوذی، ابر تیره، سه سرباز سفید، سه کلاغ سیاه، ستاره صبحگاهی و ستاره عصرگاهی اشاره کرد که توضیحات آنها به شرح زیر می باشد:

۱) الگوی ماروبزو (Marubozu)

الگوی ماربزو فقط یک بدنه دارد بدون سایه بالایی و پایینی. این الگو بیانگر این است که روند همچنان بصورت پرقدرت به راه خود ادامه میدهد و یا میتواندئ شروع قدرتمند برای آغاز یک روند باشد.

ماروبزو مشکی یا قرمز :

در کندل نزولی ماروبزو رنگ بدنه بصورت توپر و مشکی و یا قرمز می باشد و سایه بالایی و پایینی ندارد. در این کندل قیمت باز شدن با قیمت سقف و قیمت بسته شدن با قیمت کف برابر می باشد.

کندل نزولی ماروبزو بیانگر این است که آنقدر فروشندگان سهم قوی هستند که کنترل بازار در دست فروشندگان می باشد و بازار را به پایین میکشند.

این شمع میتواند بیانگر ادامه نزول سهم و یا اولین مرحله تشکیل یک روند نزولی (به صورت برگشتی) باشد.

الگوی ماروبزو (Marubozu)


ماروبزو سفید یا سبز:

در کندل صعودی ماروبزو رنگ بدنه بصورت توخالی سفید یا سبز می باشد و سایه بالایی و پایینی ندارد. در این کندل قیمت باز شدن با قیمت کف و قیمت بسته شدن با قیمت سقف برابر می باشد.

کندل صعودی ماروبزو بیانگر این است که آنقدر قدرت خریداران زیاد می باشد که کنترل بازار در دست خریداران است و بازار را به بالا میکشند.

این شمع میتواند بیانگر ادامه صعود و یا اولین مرحله تشکیل یک روند صعودی (به صورت بازگشتی) باشد.

۲) الگوی دوجی (Doji)

بدنه دوجی‌ها به‌صورت یک خط نازک و باریک می باشد و کندل دوجی به معنی بی تصمیمی برای خریداران و فروشندگان است. اگر در روند صعودی و یا نزولی کندل دوجی ظاهر شود به معنی تضعیف روند می باشد.

اگر در ی روند صعودی الگوی دوجی ظاهر شود بیانگر کاهش قدرت خریداران میباشد و برای ادامه روند صعودی سهم باید خریداران جدیدی برای سهم پیدا شود و بلعکس.

الگوی دوجی (Doji)


تقسیم بندی دوجی‌ها:

در ادامه به بررسی دوجی پایه بلند، دوجی سنگ‌قبر و دوجی سنجاقک میپردازیم:

دوجی پایه‌بلند (Long leg Doji):

دوجی پایه‌بلند همانطور که در تصویر فوق هم مشاهده میکنید نشان دهنده برابری قیمت شروع و پایان و برابری قدرت خریداران و فروشندگان در آن بازه زمانی می باشد.

دوجی سنگ‌قبر (Grave Stone):

همان‌طور که در تصویر هم مشاهده میکنید دوجی سنگ‌قبر بدون سایه پایین است و بیانگر برابری قیمت شروع و پایان و تمایل بیشتر فروشندگان می باشد.

دوجی سنجاقک (Dragon Fly):

دوجی سنجاقک دارای سایه پایین بلند می باشد و بیانگر تمایل بیشتر خریداران می باشد.

۳) الگوی چکش (Hammer)

الگو چکش در کف و در روندهای نزولی تشکیل می شود و رنگ بدنه کندل زیاد مهم نیست ولی اگر بدنه الگوی چکش سفید باشد بیانگر قطعیت بالاتر می باشد.

هرچقدر بدنه کندل کوچکتر باشد و سایه پایینی آن بلندتر باشد، احتمال تشکیل الگو قوی تر می باشد. این الگو نیازمند تاییدیه می باشد و هرچقدر گپ قیمتی بین کندل های قبل و بعد تشکیل شود، الگوی برگشتی قویتر خواهد بود.

الگوی چکش (Hammer)

سه خصوصیت اصلی الگوی چکش:

  • دارای سایه پایینی بلند (دو تا سه برابر اندازه بدنه) می باشد
  • بدنه کندل در بالای الگو می باشد
  • سایه بالایی ندارد اگر هم داشته باشد مانند تصویر خیلی کوتاه است.

۴) الگوی پوشاننده Engulfing

الگوی پوشاننده جزو الگوهای برگشتی می باشد و پس از تشکیل این الگو معمولا انتظار داریم روند بازار تغییر کند.

الگوی پوشاننده همان طور که از نامش پیداست زمانی تشکیل میشود که کندل دوم، کندل اول را بصورت کامل پوشش دهد.

البته توجه داشته باشید که این پوشش می تواند شامل کندل های قبلی هم شود، اما حتما باید حداقل کندل اولی را بصورت کامل پوشش دهد. هرچقدر اندازه کندل پوششی بزرگتر باشد، سیگنال قوی تر را صادر خواهد کرد، همچنین با بیشتر بودن تعداد کندل هایی که توسط کندل دوم پوشش داده می شوند، قدرت الگو هم بیشتر خواهد بود.

الگوی پوشاننده Engulfing

۵) الگوی نفوذی (Piercing Pattern)

الگوی نفوذی از دو شمع در بازار کاهشی تشکیل شده یک الگوی برگشتی است. رنگ شمع اولی سیاه و شمع دوم، سفید و بلند می باشد.

در الگوی نفوذی، شمع سفید پایین تر از قیمت بسته شدن شمع سیاه در روز معاملاتی قبل باز خواهد شد و سپس قیمت سهم صعود می شود و در نیمه بالایی شمع سیاه روز قبل هم بسته خواهد شد.

همانطور که در تصویر زیر هم مشاهده می کنید قیمت بازگشایی کندل دوم که یک کندل صعودی می باشد پایین تر از کمترین قیمت کندل قبلی که یک کندل نزولی هم هست می باشد.

از الگوی نفوذی برای تشخیص کف های قیمتی سهام مورد استفاده قرار میگیرد. شمع اول در این کندل توپر و شمع دوم توخالی می باشد و شمع دوم از پایین ترین قیمت شمع اول شروع و بدنه آن تا ۵۰ درصد شمع اول را می پوشاند.

۶) الگوی ابر تیره dark cloud

الگوی ابر تیره در انتهای یک حرکت صعودی تشکیل میشود و هشدار ریزش سهم و سیگنال خروج را صادر می کند.

در الگوی ابر تیره کندل اول که یک کندل سفید و صعودی می باشد باید بزرگ باشد و کندل دوم که سیاه و نزولی می باشد باید ۵۰درصد یا بیش از ۵۰ درصد از بدنه کندل سفید قبل از خود را بپوشاند (در صورتی که این مقدار کمتر از ۵۰ درصد باشد الگو تشکیل نمیگردد) و همچنین از بیشترین قیمت کندل اول بالاتر باشد.

الگوی ابر تیره dark cloud

توجه داشته باشید که بدنه کندل سیاه حتما باید بدنه کندل سفید قبلی را پوشش دهد و سایه های بالایی یا پایینی هم بااهمیت نیستند.

۷) الگوی سه سرباز سفید Three White Soldiers

الگوی سه سرباز سفید،نمودار شمعی صعودی میباشد که در روند نزولی تشکیل میشود و به منظور پیش‌بینی برگشت روند نزولی در نمودار قیمت استفاده میشود.

الگوی سه سرباز سفید تشکیل شده از سه کندل استیک متوالی دارای بدنه بلند می باشد که در بدنه اصلی کندل قبلی بازگشایی شده و بالاتر از بیشترین مقدار کندل قبلی بسته خواهند شد.

توجه داشته باشید که این کندل استیک‌ها نباید دارای سایه‌های خیلی بلند باشند و در بهترین حالت در بدنه اصلی کندل استیک قبلی بازگشایی خواهند شد.

الگوی سه سرباز سفید Three White Soldiers

۸) سه کلاغ سیاه Three Black Crows

الگوی سه کلاغ سیاه در انتهای روندهای صعودی تشکیل میشود و نشان دهنده ریزش شدید قیمت سهم می باشد. برای تشکیل الگوی سه کلاغ سیاه باید سه کندل نسبتا بزرگ نزولی و سیاه پشت سر هم و تقریبا هم اندازه برروی نمودار تشکیل و این سه شمع باید در داخل بدنه شمع قبلی خود بسته شوند و سایه پایینی نداشته باشند.

سه کلاغ سیاه Three Black Crows

توجه داته باشید الگوی سه کلاغ سیاه، زمانی یک الگوی برگشت قابل اعتماد به حساب می آید که توسط سایر اندیکاتورهای تکنیکال مانند شاخص قدرت نسبی (RSI) تایید شود.

۹) ستاره صبحگاهی morning star

الگوی ستاره صبح گاهی از الگوهای برگشتی پر قدرت می باشد و در انتهای چند کندل متوالی و نزولی و یا در ادامه یک روند نزولی تشکیل می شود.

همانطور که در تصویر زیر هم مشاهده میکنید ستاره صبح گاهی تشکیل شده از سه کندل می باشد که کندل اول با بدنه بلند و نزولی و کندل دوم دارای بدنه کوتاه می باشد و کندل سوم مانند کندل اول دارای بدنه بلند ولی در خلاف جهت آن و صعودی قرار دارد.

توجه داشته باشید که فرقی بین رنگ و صعودی یا نزولی بودن کندل دوم وجود ندارد و با یک گپ از دو کندل دیگر جدا می شود.

خصوصیات الگوی ستاره ی صبحگاهی

  • کندل اول باید کندل سیاه بزرگ باشد
  • کندل دوم باید کندل با بدنه ی کوچک باشد که رنگ سفید یا سیاه آن تفاوتی نمیکند
  • کندل سوم باید کندل سفید که نفوذ خوبی در بدنه ی کندل اول دارد باشد.


تشکیل الگوی سه کلاغ سیاه بیانگر تضعیف حرکت نزولی در بازار و احتمال شکست خط روند قبلی و شروع حرکت صعودی بعدی می باشد.

۱۰) ستاره عصرگاهی Evening Star

الگوی ستاره عصرگاهی جزو الگوهای برگشتی قوی می باشد، این الگو معمولا در پایان یک روند صعودی و یا در ادامه چند کندل صعودی تشکیل میشود و بیانگر تضعیف قدرت روند می باشد و وجود احتمال تغییر روند به نزولی را نمایش می دهد.

ستاره ی عصرگاهی در انتهای روند صعودی تشکیل می شود و باید دارای شرایط زیر باشد:

  • کندل اول باید کندل صعودی و سفید بزرگ باشد که روند صعودی بازار را نشان میدهد
  • کندل دوم باید کندل با بدنه ی کوچک باشد و رنگ سفید یا سیاه آن تفاوتی را ایجاد نمیکند اما این کندل باید با یک شکاف قیمتی بالاتر از قیمت بسته شدن کندل اول، باز شود
  • کندل سوم: کندل سیاه که نفوذ خوبی در بدنه ی کندل اول دارد باید باشد

ستاره عصرگاهی Evening Star

Compatible data.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipis scing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua.

enim ad minim veniam quis nostrud exercita ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat.

  • Pina & Associates Insurance
  • Payment at Contingency
  • Amount of Payment

Two Most-Cited Reason

Consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore dolore magna aliqua. enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex commodo consequat. duis aute irure dolor in reprehenderit in voluptate.

  • Pina & Associates Insurance
  • Amount of Payment
اشتراک با:

اینستاگرام سبدگردان هدف

از این مقاله شما واقعا استفاده کردم و حتی یادداشت برداشتم برای یادگیری و آشنایی بیشتر واقعا دستتون درد نکنه عالی بود

خط روند صعودی و نزولی در تحلیل تکنیکال

خط روند در تحلیل تکنیکال

مفهوم روند به طور قطع یکی از اصول تحلیل تکنیکی می باشد.تمام ابزار های تکنیکی از قبیل الگو هابازگشتی٬الگو های ادامه دهنده٬ میانگین های متحرک٬حمایت و مقاومت ها٬ تنها با هدف کمک به اندازه گیری روند قیمت به منظور شرکت در روندها به وجود آمده اند.

به طور ساده روند جهت حرکت قیمت در بازار را نشان می دهد. نمودار قیمت یک سهم هیچ وقت در یک خط راست و یا در یک جهت خاص حرکت نمی کند.تغییرات قیمت سهم به صورت یک سری حرکات زیگزاگ مشخص می شود.این زیگزاگ ها همانند یکسری موج های پی در پی می باشند که شامل موج های صعودی و نزولی می باشند.

بهتر است بخوانید : مفهوم حد ضرر یا stop loss در سرمایه‌گذاری

برآیند حرکات این موج های صعودی و نزولی روند حرکتی قیمت سهم را نشان می دهد که شامل روند های صعودی و نزولی و خنثی می باشد.

روند صعودی یکسری از موج ها و حفره های بالا رونده تعریف می شود و روند نزولی بر خلاف آن از موج ها و حفره های پایین رونده تشکیل شده و روند حنثی شامل موج ها و حفره هایی است که جهت مستقیم دارند.

روند ها از لحاظ زمانی به سه دسته کوتاه مدت بلند مدت و میان مدت تقسیم می شوند. هرچه روند بلند مدتی تر در نظر گرفته شود از اعتبار بالاتری برخوردار است.

خط روند

خط روند یک مفهوم تکنیکال برای تشخیص جهت حرکت بازار و کمک به تحلیل آن است که برای رسم این خط به حداقل ۲ نقطه نیاز داریم.خط روند را با وصل کردن قله ها و یا دره های پیاپی رسم میکنند.خطوط روند به سه دسته صعودی ٬ نزولی و خنثی تقسیم می شود. در تصویر زیر یک نمونه از حالت صعودی را مشاهده می نمایید.

خط روند صعودی

همانطور که در تصویر بالا مشاهده میکنید با وصل کردن نقاط کمینه قیمتی به یکدیگر به یک خط با شیب مثبت می رسیم که به این خط ٬ خط روند صعودی میگویند. این خط نمایانگر حساس بودن قیمت سهم به این سطح از قیمت است. یعنی هر بار قیمت سهم به این خط نزدیک می شود به آن واکنش نشان داده و ممکن است دو باره در فاز صعودی قرار بگیرد.

اعتبار این خط به عواملی مانند شیب خط ٬ حجم معاملات در زمان برخورد به خط روند ٬ بازه زمانی (بلند مدت بودن بررسی خط روند در تحلیل ها) و تعداد برخورد ها بستگی دارد.

خط روند نزولی

برای رسم این خط به جای وصل کردن کمینه قیمتی باید بیشینه قیمتی را به هم وصل کنید. بعد از وصل کردن این نقاط با استفاده از یک خط به یکدیگر به خطی با شیب منفی خواهیم رسید که بیانگر خط روند نزولی می باشد.

در این خط نیز همانند خط روند صعودی عواملی مانند تعداد برخورد٬ شیب خط٬ بررسی خط روند در بلند مدت و حجم معاملات در اعتبار آن اثر گذار است.

در تصویر زیر یک نمونه از خط روند نزولی را مشاهده می کنید.

اعتبار خط روند چگونه سنجیده می شود؟

اعتبار خط روند به عوامل متعددی ارتباط دارد که در ادامه بخشی از این عوامل را برایتان معرفی میکنیم:

۱- شیب خط روند: هرچقدر شیب این خط بیشتر باشد اعتبار آن روند در پایداری کمتر است و احتمال شکست آن وجود دارد. شیب ۴۵ درجه در تحلیل ها شیبی مناسب و معتبر تلقی می شود.

۲- تعداد برخورد نمودار قیمت با خط روند: هرچه تعداد برخورد به خط روند بیشتر باشد آن خط دارای اعتبار بیشتری است.

۳- شدت کاهش (افزایش) قیمت سهم: در این ارتباط هم هرچه کندل های بلند تری در نزول (صعود) ثبت شود احتمال شکست خط روند بالاتر می رود. برای مثال سهم برای چند روز متوال صف فروش(صف خرید) شود و با درصد های منفی چهار یا منفی پنج بسته شود از پتانسیل بالایی برای شکست خط روند برخوردار است.

بهتر است بخوانید : چرا بورس در هفته گذشته ریخت؟ مصاحبه با تحلیل گر بازارهای مالی

۴- بازه زمانی بررسی سهم: شما باید این نکته مهم را در نظر بگیرید که روند به بازه زمانی بررسی سهم بستگی دارد.برای مثال سهم X ممکن است در بازه زمانی سه ماه اخیر نزولی باشد در حالی که در بازه زمانی یک ساله صعودی باشد و نزولی که در سه ماه اخیر داشته صرفا یک اصلاح بوده باشد.به همین دلیل خط روند های بلند مدت اعتبار بیشتری دارند.

نکته مهم : این چهار مورد فقط بخشی از عوامل اثر گذار بر اعتبار خط روند می باشند و ممکن نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی است موارد دیگری هم وجود داشته باشد.

شرایط شکست خط روند

شرایط شکست خط روند به عوامل متعددی بستگی دارد به عبارت دیگر هر شکستی در خط روند یک شکست معتبر و یا مهم محسوب نمی شود بلکه شکست زمانی معتبر است که موارد زیر را داشته باشد:

۱- حجم معاملات در زمان شکست:

حجم معاملات در زمان شکست باید بالاتر از میانگین روز های دیگر سهم باشد. اگر در زمان شکست حجم معاملات پایین باشد احتمال دارد قیمت دو باره به روند حرکت قبلی خود بازگردد و این شکست از نوع فیک (شکست دروغین) باشد.

اگر شکست با حجم بالایی رخ بدهد نشان دهنده این است که افراد زیادی این خط را به عنوان حمایت یا مقاومت قوی قبول دارند و حالا که شکسته شده این افراد در این ناحیه معاملات زیادی را انجام میدهند.

۲- کندل بزرگ و یا شکاف قیمتی :

یکی دیگر از موارد بسیار مهم میزان تغییر قیمت در زمان شکست می باشد. هرچقدر درصد تغییر قیمت بیشتر باشد آن شکست معتبر تر محسوب می شود. البته اگر این شکست با شکاف قیمتی (گپ GAP ) همراه باشد اعتبارش بسیار بالاتر است.

۳- همراه بودن شکست با یک الگو:

اگر شکست با یک الگو همراه باشد آن شکست اعتبار بالاتری دارد و باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. برای مثال وقتی نمودار سهم در انتهایی یک الگوی بازگشتی از نوع سروشانه سقف می باشد اگر نمودار قیمت خط گردن را با قدرت بالایی بشکند آن شکست اعتبار بالاتری دارد.

۴- اعتبار خط روند شکسته شده بالاست یا پایین:

هرچقدر اعتبار خط روند بالاتر باشد شکست آن نیز اعتبار بالایی دارد. یعنی اگر یک خط روند که اعتبار بالایی دارد شکسته شود ٬ آن شکست از نو فیک نیست و یک شکست واقعی می باشد و نشان دهنده تغییر روند در حرکت قیمت سهم است.

در تصویر زیر که مربوط به سهم خساپا می باشد می توانید یک شکست معتبر را مشاهده کنید

کندل های شمعی CANDLESTICK

کندل های برگشتی را آموزش خواهید دید .در این مطلب آموزشی به علت استفاده عموم از کندل های شمعی به آن می پردازیم و الگوهای مهم آن را هم عرض می کنیم که می توانید از آنها در انواع نمودارها، مانند فارکس و بورس استفاده کنید. حتما برای شما هم سوال شده است که با وجود نمودارهای میله ای و خطی و . چرا بیشتر تحلیلگران از کندل استیک استفاده می کنند؟ زیاد شما را وارد حاشیه نمی کنم و با طولانی کردن مطلب ذهن شما را خسته نخواهم کرد، پس خیلی خلاصه جواب این سوال را به شما می رسانم . دلیل آن این است که، کندل استیک داده هایی را روی نمودار به ما نشان می دهد که سایر نمودار ها این مزیت را ندارند، همچنین به دلیل داشتن بدنه در کندل ها می توانیم آنها را بهتر آنالیز کرده و برای آنها انواع الگوها را در نظر بگیریم .

کندل ها نمایش دهنده روان معامله گران است و با یادگیری این علم قدرت بر پیش بینی روان معامله گران پیدا کرده و در نتیجه آینده بازار را پیش بینی خواهید کرد.

برای مثال به نمودار خطی زیر دقت کنید:

آنالیز کردن داده ها روی نمودار توسط کندل استیک

همینطور که می بینید در این نمودار فقط یک خط وجود دارد و حرکت قیمت را فقط بر اساس آخرین قیمت ها می بینیم. ولی در کندل ها، شما 4 ویژگی مختلف را در اختیار خواهید داشت.یعنی با یک نگاه شما هم قیمت آخرین معامله را دارید، هم قیمت اولین معامله ای که انجام شده، هم متوجه می شوید در آن تایم بالاترین نرخ معامله چقدر بوده و هم متوجه می شوید پایین ترین نرخ معامله چقدر بوده است. پس شما چهار داده مهم را در این کندل ها به شکل زیر خواهید داشت .

قیمت باز شدن ( OPEN )

قیمت بسته شده ( CLOSE )

بالاترین قیمت ( HIGH )

پایینترین قیمت ( LOW )

داده های مهم در کندل استیک قیمت باز و بسته شدن همچنین بالاترین و پایین ترین قیمت

کندل ها از نظر (رنگ و حرکت قیمتی) به دو دسته تقسیم می شوند:

کندل های صعودی

کندل های نزولی


به زبان ساده تر اگر open ما پایین باشد و close ما بالا ، حرکت ما رو به بالا بوده و کندل ما صعودی است.

و اگر open قیمت بالا باشد و close پایین ، حرکت ما به سمت پایین بوده، پس کندل ما نزولی است.

کندل های صعودی رنگ سبز دارند

و کندل های نزولی رنگ قرمز

که از طریق تنظیمات نرم افزارها قابل تغییر است. خوب حالا شاید برای افراد حرفه ای تر از شما این سوال بوجود بیاید که همین داده ها را نمودار میله ای هم به ما می رساند، پس چرا همه از کندل ها استفاده می کنند؟
اگر اوایل مقاله خوانده باشید به این موضوع اشاره کردیم و آن ساختن الگوهای مختلف بخاطر داشتن بدنه در کندل ها است. شاید بعد ها برای شما سوال باشد، اصلا چه نیازی به الگو است؟

پس اجازه دهید همین الان جواب را عرض کنم: انسان ذاتا دنبال آن است که با ساختن اشکال ذهنی، برخی مطالب را بهتر به خاطر بسپارد و با دیدن آن الگوها یا اشکال سریع تر بتواند آنها را آنالیز کند.

پس در تحلیل قیمت ها هم به سراغ ساخت اشکال و الگوهای ذهنی رفته است که در ادامه بیشتر راجع به آن خواهید خواند. فعلا به تصویر زیر و تفاوت بین کندل ها و نمودار میله ای دقت کنید:

کندل شناسی

از ظاهر نمودارهای میله ای نمی توان برای ساختن الگوهای ذهنی استفاده کرد ، ولی ظاهر کندل ها مثل انسانی چاق یا اگر کمی کوتاه باشد، مانند بچه ای بازیگوش به نظر می آید . این را هم عرض کنم که ظاهر این کندل ها در بحث روانشناسی قیمتها بسیار بهتر است و به ما کمک خواهد کرد.
آقای استیو نویسن ( Steve noisn ) در سال 1989 میلادی اولین مقاله خود را در مورد الگوهای شمعی منتشر کرد و بعد ها این مقاله ها تبدیل به کتابی با عنوان الگوهای شمعی ژاپنی شد. در این کتاب الگوها به طور کلی به دو دسته تقسیم شده اند:

الگوهای برگشتی

الگوهای ادامه دهنده

که دوجی ها و ستاره ها هم زیر مجموعه ی الگوهای برگشتی محسوب می شوند. در ادامه با هم به بررسی و یادگیری بعضی از این الگوها می پردازیم. این الگوها می توانند از یک کندل، تا ترکیب 5 کندل کنار هم شکل بگیرند. عجله نکنید بیشتر توضیح خواهیم داد.

الگوهای برگشتی ( Reversal pattern )

به الگوهایی گفته می شود که پس از دیدن آنها در نمودار، باید منتظر چرخش روند قدیمی باشیم. دقت کنید در توضیح عرض کردم منتظر چرخش روند، و نگفتم: چرخش روند اتفاق می افتد. متاسفانه بین تحلیلگران مبتدی اینطور جا افتاده است که بلافاصله بعد از دیدن این الگوها باید تغییر روند داشته باشیم. خیر. بگذارید متن صریح کتاب استیو نیسون رو در مورد این بحث مهم و ریز را برایتان بنویسم.

(این اتفاق به ندرت رخ می دهد که ناگهان روند قدیمی تمام شده و نمودار جهت خود را به یکباره تغییر دهد. همانطور که افکار آهسته تغییر می کنند، اغلب تغییر روند ها هم آهسته و با اخطارهایی در انتهای روند شکل می گیرند. اخطار بازگشت روند صرفا بیان می کند که روند قبلی مایل به تغییر است ، ولی به این معنا نیست که سریع تغییر جهت می دهد و بازگشت شکل می گیرد. درک و فهم این مطلب فوق العاده مهم است.)

برای این موضوع هم مثال یک اتومبیل را آورده که با سرعت 90 کیلومتر بر ساعت به پیچ می رسد و می خواهد تغییر مسیر دهد، قطعا چند ترمز خواهد داشت و سرعت خود را کم کرده و بعد تغییر جهت میدهد. این ترمزها همین الگوها یا کندل های برگشتی هستند که شما با دیدن آنها متوجه ترمزهای پی در پی راننده در مسیر می شوید و آماده تغییر روند .

خوب، حالا بهتر است برویم با انواع این الگوها که شبیه ترمز هستند آشنا شویم.

الگوی مرد دار آویز ( Hanging man ):

الگوی مرد دارآویز

خصوصیات الگو:

الگوی مرد دارآویز دارای سایه پایینی بلند است ( نکته: به میله هایی که گاهی بالا یا پایین کندل ها شکل می گیرند ، سایه یا shadow گفته می شود)
این الگو فقط در سقف بوجود می آید

رنگ بدنه این الگو مهم نیست (در صورتی که رنگ بدنه مشکی باشد، اعتبار الگو بیشتر خواهد شد)

حداقل طول سایه باید سه برابر بدنه اصلی باشد (هر قدر طول سایه بیشتر باشد اعتبار الگو نیز بیشتر می شود)

وقوع این الگو در سقف و در یک روند صعودی می تواند هشدار دهد که روند قبلی ممکن است به پایان رسد.

هر قدر که بدنه اصلی بالاتر از کندل های قبلی باشد احتمال پایان روند صعودی هست. (گپ)

سایه بالایی نباید وجود داشته باشد یا اگر وجود دارد اندازه آن بسیار کوچک باشد.

هر اندازه طول سایه پایینی بلندتر و طول سایه بالایی کوتاه تر باشد این الگو قطعیت بیشتری پیدا می کند.

نکته بسیار مهم برای این الگو: اینکه حتما نیاز به تایید دارد، یعنی بعد از دیدن این الگو باید شاهد یک کندل قرمز با بسته شدن قیمت آخرین معامله زیر بدنه این کندل باشیم. پس تاییدیه (فراموش نشود) که به کندل دوم، کندل confirmation (تاییدیه) می گویند.

خوب، حالا برویم سراغ الگوی دو

الگوی چکش:

الگوی چکش کندل شناسی

خصوصیات الگو:

1. این الگو در کف شکل می گیرد، شبیه همان مرد دارآویز ولی در انتهای یک روند نزولی شکل می گیرد، در کل یعنی اگر این کندل را، بالای نمودار مشاهده کردید، مرد دارآویز است و اگر پایین و در انتهای یک روند نزولی مشاهده شد به آن چکش می گوییم . اصطلاح چکش از اینجا به آن رسیده که گویا بازار در این محدوده چکش کاری شده است و بالا و پایین زیادی داشته است .

3 چکش برعکس یا ( inverted hammer )

حواستان باشد اگر hammer برعکس بود(مثل تصویر زیر) می شود:

الگوش چکش برعکس کندل شناسی

2. بدنه این الگوی چکش می تواند (قرمز) و (سبز) باشد( البته اگر بدنه سبز باشد از اعتبار بیشتری برخوردار است).

3. هرچقدر بدنه کوتاه تر و سایه پایینی، بلند تر باشد بازهم از اعتبار بیشتری برخوردار است.

4. این الگو هم مثل الگوی مرد دارآویز حتماً باید تاییدیه داشته باشد ، یعنی همان کانفرمیشن ( Confirmation ).

5. هرچقدر که فاصله قیمتی بین کندل های قبلی و بعدی بیشتر باشد (گپ)، برگشت قوی تر شکل خواهد گرفت.

برای الگوی چکش: برخی اوقات کندل تاییدیه (بلافاصله) بعد از کندل برگشتی چکش به وجود نمی آید و معمولاً با اختلاف دو یا سه کندل به وجود می آید. در این صورت این الگوی برگشتی را یک هشدار تلقی می کنیم، صبر می‌کنیم در برگشت، کندلی سفید، بالاتر از بدنه الگوی چکش بسته شود، در این صورت می توانیم بگوییم تغییر روند شکل گرفته است. پس، رنگ کندل مرد دار آویز و چکش تفاوتی نمی‌کرد.

کندل تایید (کانفرمیشن)

حالا گفتیم اگر چکش برعکس باشد مثل تصویر بالا به آن ( چکش برعکس) می گوییم ولی اگر در قسمت بالای نمودار یعنی در انتهای یک روند صعودی ، الگوی معکوس مرد دارآویز را داشتیم، اسمش چه خواهد شد؟ اسم این کندل که دقیقا معکوس مرد دارآویز است،

الگوی ستاره ثاقب یا ( Shooting Star ) :

الگوی ستاره ثاقب

الگوی پوشای نزولی و صعودی یا ( Engulfing )

الگوی پوشای صعودی:

این الگو در دو نوع صعودی و نزولی شکل می گیرد که ابتدا به بررسی الگوی صعودی اینگولفینگ می پردازیم:

الگوی پوشای صعودی

ویژگی های این الگو:

در الگوی پوشای صعودی کندل اولی به رنگ قرمز و کندل دوم به رنگ سبز خواهد بود.

معمولاً در انتهای یک روند نزولی شکل می گیرد.

شمع اول دارای بدنه کوچک و بعد از آن شمع دوم دارای بدنه بزرگی است که بدنه اول را کامل دربر می گیرد و می پوشاند.

بهتر است که در شمع دوم حجم معاملات بیشتر از حجم معاملات در شمع اول باشد.

گاهی اوقات این الگو از ۳ یا ۴ کندل تشکیل می شود، البته در بیشتر موارد با همان دو کندل شکل می گیرد:

تغییر روند با الگوی پوشای صعودی

الگوی پوشای نزولی:

این الگو باعث نزول می شود، پس باید در انتهای یک روند صعودی شکل گیرد.

خصوصیات الگوی پوشای نزولی:

می توان به این اشاره کرد که از دو کندل تشکیل شده که باید کندل اول سبز و کندل دوم قرمز باشد، دقت کنید عرض کردم باید، یعنی نباید دو کندل هم رنگ باشند.

کندل دوم مثل حالت صعودی خودش، باید بزرگتر از بدنه کندل اول باشد. بدنه کندل دوم کشیده و قرمز رنگ است که کامل کندل اول را پوشانده به نوعی فروشنده‌ها بر خریداران غلبه کرده اند، این الگو هم می تواند از ۳ یا ۴ کندل مثل تصویر بالا( ولی در سقف )شکل بگیرد.

پس باید دقت کنید که در سقف ها دنبال پوشای نزولی باشید و در کف ها دنبال پوشای صعودی

الگوی پوشای نزولی

الگوی ابر سیاه:

الگوی ابر سیاه

خصوصیات الگوی ابر سیاه:

این الگو از الگوهای برگشتی سقف است.

این الگو حداقل از دو کندل تشکیل می شود.

شمع اول یک شمع سفید یا سبز است که بعد از آن یک شمع مشکی یا قرمز که از بالاترین قیمت کندل سبز رنگ شروع شده و تا میانه شمع اول امتداد پیدا می کند. حداقل باید ۵۰ درصد داخل کندل اول نفوذ کند.

بین شمع اول و دوم هرقدر شکاف بیشتری باشد این الگو از اعتبار بیشتری برخوردار است. یعنی هر چقدر کندل سیاه یا قرمز دوم کشیده تر باشد الگو قدرتمندتر است.

اگر حجم معاملات در شمع دوم بیشتر از شمع اول باشد عالی ست.

به هر اندازه که نفوذ شمع دوم داخل شمع اول بیشتر باشد الگو از اعتبار بیشتری برخوردار است.

نکته اول: زمانی که در معرفی الگو ها صحبتی از کندل تایید نمی شود یعنی نیازی به کندل تاییدیه ندارند. این الگو خودش یک هشدار مهم است و نیازی به کندل تایید ندارد. دقت کنید که اعتبار الگوی پوشای نزولی به مراتب بیشتر از الگوی ابر سیاه است.

نکته دوم: در مورد تمامی الگوها ملاک بدنه است، یعنی مثلا اگر میگیم در الگوی پوشای صعودی کندل دوم باید کندل اول را بپوشاند، یعنی بدنه کندل اول باید بدنه کندل دوم را بپوشاند و (شادو) یا سایه ها مهم نیست.

نکته سوم: هرچه این الگوها در تایم فریم های بالاتر یافت شوند از اعتبار بیشتری برخوردار خواهند بود. یعنی الگوی دارک کلود در تایم هفتگی بسیار مرگبارتر از همین الگو در تایم روزانه است.

الگوی نفوذی ( Piercing Pattern ) :

حتما الان سوال شده که وقتی همه ی الگو ها یک الگوی معکوس هم دارند، پس باید دارک کلود ( ابر سیاه ) هم یک الگوی معکوس داشته باشد که در کف اتفاق بیفتد. باید عرض کنم که بله . دقیقا معکوس دارک کلود که در سقف اتفاق می افتاد، پیرسینگ پترن (الگوی نفوذی) را داریم که در کف اتفاق میفتد، یعنی در انتهای یک روند نزولی دیده میشود .

الگوی نفوذی

این الگو معکوس الگوی ابر سیاه است.

در شناسایی کف ها بسیار استفاده می شود.

این الگو باید حداقل دو کندل داشته باشد تا به عنوان الگو شناسایی شود، شمع اول حداقل باید ۵۰ درصد شمع دوم را بالا رود و داخل شمع قبلی نفوذ کند، پس شمع اول باید قرمز رنگ باشد و شمع دوم نوع دیگر الگوی گپ با کندل نزولی سبز رنگ

ستاره ها ( Stars ) :

یکی از الگوهای بازگشتی مهم ستاره ها هستند که به دو نوع صعودی و نزولی تقسیم می‌شوند . به نوع صعودی که در کف اتفاق می افتد. ستاره صبحگاهی (Morning Star) گفته میشود که گویا خورشید تازه در حال طلوع کردن است ، کندل ها هم به همین شکل رو به بالا حرکت میکنند و الگوی نزولی آن را ستاره عصر گاهی (Evening Star) می گویند .

ستاره ها در کندل شناسی

خصوصیات الگو را یادداشت کنید:

باید بدانید که این الگوها از ۳ کندل تشکیل می شوند، بدنه اصلی شمع که در تصویر مشاهده می کنید کوچک است، شمع اول کشیده و شمع دوم (شمع اصلی) کوچک و شمع سوم کشیده است .

رنگ بدنه کندل دوم مهم نیست. اگر به جای بدنه شمع اصلی دوجی باشد به این الگو ستاره دوجی گفته می شود. تقریبا مثل ستاره صبحگاهی بالا.

(دقت کنید که اعتبار ستاره دوجی از ستاره معمولی بیشتراست.)

ستاره دوجی نشانه‌ای از بی تصمیمی در بازار است و قدرت خریدار و فروشنده معمولاً برابر می شود و بعد روند دوم شکل می گیرد.

به الگوی ستاره در روند نزولی ریزش باران هم می گویند.

فقط رنگ بدنه اول و سوم مهم است، در ستاره صبحگاهی بدنه اول سبز و بدنه کندل سوم قرمز است، ولی در ستاره عصرگاهی بدنه کندل اول قرمز و بدنه کندل سوم سبز است.

در کل باید بدانید کندلهای با بدنه کوچک را ستاره می گویند. پس الگوی چکش برعکس، ستاره صبحگاهی، شوتینگ استا v ، ستاره دوجی و ستاره عصرگاهی همه جزو استار ها محسوب می شوند.

در ستاره های صبحگاهی و عصرگاهی هرچقدر بدنه کندل دوم از بدنه بقیه کندلها فاصله بیشتری داشته باشد این الگو اعتبار بیشتری دارد. در کل باید بدانید وجود گپ (فاصله) به الگو اعتبار بیشتری خواهد داد.

دو نکته که در اکثر الگو ها صدق می کند: بهتر است حجم معاملات در کندل آخری بیشتر از کندل اولی باشد و همینطور کندل آخری بیش از ۵۰% کندل اول را برگشت داشته باشد.

دوجی : به طور کلی به ستاره های بدون بدنه دوجی گفته می شد. انواع دوجی ها را پایین می توانید ببینید:



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.